تبليغاتX
یادداشت های یک استاد دانشگاه - این انسان قدرت طلب

یادداشت های یک استاد دانشگاه

علمی - سیاسی - فرهنگی - اجتماعی

 
انسان موجود عجیبی است. تا زمانی که به قدرت نرسیده با خود می گوید اگر به قدرت برسد چه ها  که نمی کند برای انکه محرومین و مظلومین را به خوشبختی برساند. ولی به محض انکه به قدرت رسید همه چیز از یادش می رود و میشود بد تر از قبلی. داستان همیشه تاریخ است. یک نفر که فکر می کند عقل کل است بی اعتنا به رنج و زحمت مردم فقط به فکر اثبات اندیشه های خویش و استقامت در اجرای این اندیشه هاست بدون اینکه کوچکترین اهمیتی برایش داشته باشد که مردمی که در دوروبر او زندگی می کنند چه می کشند.
 
من فرد وقتی می خواهم با اراده و تلاش به یکی از اروزهایم جامه عمل بپوشانم در نهایت خودم و خانواده ام را به زحمت می اندازم . ولی تصور کنید اگر من رییس یک مملکت باشم و بخواهم ارزویم را جامه عمل بپوشانم یک ملت باید زجر بکشد تا به نام من تمام شود. 
 
خدایا ما را از شر طماعان و آز پرستان روزگار که به نام تو بر ما ظلم و ستم می کنند و روزگار را بر ما تلخ کرده اند رهایی بخش. فعلا این تنها کاری است که از دست من بر می اید: دعا تا شاید اجابت گردد.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط استاد دانشگاه  |