تبليغاتX
یادداشت های یک استاد دانشگاه - ملیت و تبعیت یک کشور خارجی

یادداشت های یک استاد دانشگاه

علمی - سیاسی - فرهنگی - اجتماعی

 
از دو قرن پیش که باستان شناسان غربی به ایران می امدند  و در این سرزمین بدنبال پیدا کردن اثار و اشیای باستانی بودند ، بعد از کشف ان ها را به اروپا منتقل می کردند و در موزه هایشان به تماشا می گذاشتند. پدرم می گفت در ان زمان حتی مردم مناطقی مثل شوش و شیراز کمک می کردند که این اشیای از نظر مردم بی ارزش و قدیمی از زیر خاک در اورده شوند و به قیمت نازل به ان ها فروخته شوند.
 
من از یکطرف خوشحالم که این ها این اشیای تاریخی با ارزش را پیدا کردند و به موزه هایشان بردند و با جان و دل از ان ها مراقبت می کنند تا مردم سایر نقاط جهان بدانند که در این سرزمین کهن در ۳-۴ هزار سال پیش چه خبر بوده است. نمونه ان موزه لوور پاریس است که خود من وقتی از قسمت ایران باستانی ان بازدید کردم غرق حیرت و تعجب شدم. و خدا می داند که این موزه لوور روزانه چه در امدی از این اثار تاریخی برای خود بدست می اورد.
 
ولی از یکطرف اندوهگین می شوم که چرا خودمان قدر این اثار و اشیا و اماکن تاریخی را نمی دانیم و خدا می داند که چه در امدهایی می توانست نصیب این مردم گردد اگر جهانگردان همانند یونان یا ترکیه و یا مصر به ایران می امدند.
 
حالا این از بابت بردن اثار بی جان تاریخی مان. اما یک بردن مدرن دیگر هم اخیرا دارد صورت می گیرد که ان هم ملیت ما ایرانی ها (و یا سایر ملل) است وقتی که تبعیت یک کشور دیگر را قبول می کنند . مثلا وقتی تبعیت و اقامت دایم در کانادا یا امریکا و یا فرانسه به یک ایرانی داده میشود از وی در اخبار یا مقاله ها بعنوان یک کانادایی ایرانی تبار و یا کانادایی ایرانی الاصل نام برده می شود . خود من همیشه این سوال برایم مطرح است یعنی چه مثلا کانادایی ایرانی تبار؟ فرضا اگر فردی در ایران دنیا امده و چهل سال در ایران زندگی و کار کرده  حال اگر سه سال و اندی به کانادا امده  و توانسته تابعیت اینجا را بگیرد می شود کانادایی ایرانی تبار؟ جالب این است که انقدر هم این اصطلاح تکرار شده که حتی در روزنامه ها یا تلویزیون ایران هم همین لقب برای ایرانیان مقیم خارج بکار می رود بدون انکه بدانند که چگونه سرمایه های فکری و معنوی این سرزمین را به رایگان به کشور های دیگر داده اند.......
 
 
  
+ نوشته شده در  ساعت   توسط استاد دانشگاه  |