

علمی - سیاسی - فرهنگی - اجتماعی


اگر از مردم و روح جوانانشان خجالت نمی کشی حداقل از روح امام خمینی ات خجالت بکش که دست خالی تو و فرماندهانی مثل تو را خواند و مانع ادامه جنگ و مصیبت های بیشتر ان در سال ۱۳۶۸شد.
ایشان گفته "در طرحی که آماده کرده بوده اند بصره را شش ماهه می گرفته اند! و در شش ماه دوم می توانسته اند کرکوک را فتح کنند و در شش ماه سوم اگر مقامات تصمیم می گرفتند به سمت بغداد حرکت می کردند که در ان صورت توان ما باید ۳ تا ۴ برابر می شده و این توان در ایران بوده ولی مقاما ت معتقد بودند که ما هزینه ای بیش از این نمی توانیم صرف جنگ کنیم."
اگر ، اگر ، اگر و با این اگر ها چه ها که نمی شد کرد. خوب بیایید فرض کنیم که اگر این تعداد جوان را هم می فریفتید و به جبهه ها می اوردید، چه راه حلی برای این سوالات واقعی داشتید :
- با کدام فرماند هان می خواستید این همه نیرو را فرماندهی و سازماندهی کنید؟ هر چه فرمانده خوب و لایق بود که یا کشته شده بودند و یا مجروح، آن ته ته ها هم که چند تا مانده بود مگر می توانستند چند لشکر را سازماندهی کنند ؟ ولی الحمدلله باز هم جای شکرش باقی بود که هم شما و هم اقای محسن رضایی حتی یک زخم کوچک برنداشته بودید!!
- بقول خودتان ارتش عراقی که تمام دنیا تجهیزش کرده بود و باز هم تجهیزش می کردند دست روی دست می گذاشت تا شما با ان ۴۰۰-۵۰۰ هزار بسیجی مخلص از روی میادین مینش بروید و شهر هایش را به همین راحتی تصرف کنید و او و ارتشش هم هیچ کاری انجام ندهند. خدا را شکر که ان مقامات عاقل جلوی نظامیان کور و روان پریشی مثل شما را گرفتند و گرنه بعد ار بمب های شیمیایی می باید بمب های اتمی را که بر سرمان می ریخت تجربه می کردیم
- شما که ادعای مسلمانی دارید فکرش را کرده اید که ان همه مردم بدبخت بصره و وشهر های اطراف ان کجا باید اواره می شدند؟ ان ها نیز مثل مردم بدبخت خرمشهر و ابادان چه گناهی داشتند؟
- فرض هم کنیم که بصره را می گرفتید با ان چه غلطی می خواستید بکنید. یک فاو فسقلی را گرفتید و بعدا ان را با خواری پس دادید . فکرش را کرده بودید برای حفظ شهر بصره چه نیروی عظیم و تدارکاتی می باید صرف می شد. الان آمریکا با ان همه سرمایه و علاوه بر ان کمک خود مردم عراق زیر اداره این کشور دارد له میشود و اقتصادش در حال متلاشی شدن است. در ان زمان از کجا می خواستید سرمایه مالی و انسانی ان را تامین کنید تا بعد به تصرف باقی سرزمین عراق بروید؟
تخیلات شما داستان ان مرد روغن فروش را بیادم می اورد که برای فروش کوزه روغنش به شهر می رفت و در عالم تخیلاتش داشت فکر می کرد که با فروش ان روغن چه و چه می کند و در انتها خود را در قصری می دید که دارای زن و فرزند است و روزی می خواسته فرزندش را تنبیه کند که با چوبدستی اش در عالم خیال امد فرزندش را بزند ،زد و کوزه روغنش را شکست و روغن ریخت و تمام ارزوهایش بر باد فنا رفت.
حالا خوب است که حدود بیست سال از ان دوران گذشته و الحمدلله از یک جوان تازه بدوران رسیده نظامی یک استاد بالغ و پا به سن شده اید. دیگر برای کی این داستان ها را می بافید؟ گذشت ان دوران ، تمام شد. شما هنوز غصه می خورید که چرا به ارزو های جوانی تان نرسیدید!
آمریکاییان برنامه های فضایی در دست دارند که تا سال ۲۰۲۵ کره ماه را تسخیر کنند و تا سال ۲۰۵۰ در مریخ ایستگاه بزنند. تصور اینکه چقدر الان بر روی این برنامه ها دارد کار میشود تا تحقق یابند برای من غیر قابل تصور است. سفر های پی در پی شاتل ها به جو زمین و تکمیل ایستگاه فضایی تماما مقدمه این برنامه هاست. چقدر ما باید کار علمی بکنیم و چقدر باید سرمایه گذاری صورت گیرد تا بتوانیم مثلا یک موشک کوچک را به جو زمین بفرستیم از حوصله این نوشته خارج است.
خبری دیدم که در سویس یک شتاب دهنده ذرات الکترونی ساخته شده و وقتی عکس های ان را می دیم و عظمت تاسیسات ان را ، اولین سوالی که به ذهنم آمد این بود چه وقت این ها را طراحی کردند و کی ساختند. چه مهندسینی این تاسیسات را بنا کردند و چقدر در کارشان خبره هستند. و تازه با این تاسیات عظیم به دنبال کشف چه حقایقی از جهان هستی هستند.
وبسایت این تاسیسات در این ادرس است، فقط اگر وقت کردید نگاهی به عکس تونل و سایر تاسیسات ان بیندازید پی می برید که منظورم چیست.
http://lhc-machine-outreach.web.cern.ch/lhc-machine-outreach
و بسیاری از مسایل علمی دیگر که روز بروز در حال کشف هستند.
و در این میان الان درکشور ما ادعا میشود که در حال جهش علمی هستیم ان هم با کپی سازی و یا مونتاژ کاری. من هم معتقدم اشکالی ندارد همین روش را برویم که ژاپنی ها رفتند. ولی این همه داد و جار و جنجال ندارد. ما اگر بخواهیم مثلا به پای ژاپنی ها برسیم کم کمش ۵۰ سال باید بی سرو صدا کار کنیم زحمت بکشیم ، دور مسائل مختلف را خط بکشیم تا بتوانیم ادعا کنیم داریم یک چیزی در علم می شویم.
ولی شرایطی در مملکت بوجود اورده اند که نه تنها جذب نیرو های متخصص ایرانی خارج از کشور متوقف شده بلکه فرار مغز ها شدت گرفته و بسیاری از اساتید دانشگاه ها در فکر خارج شدن هستند چو ن اولین شرط ایجاد فضای علمی و تحقیقاتی که امنیت است وجود ندارد.
نمی توان هم ادعای یک کشور پیشرفته را داشت که می خواهد به قله های رفیع علمی دست یابد ولی از انطرف یک سیستم بسته در جامعه و دانشگاه ها ایجاد کرد که همه از هم بترسند و کسی جرات نکند حتی بر خلاف نظر مقامات یک بحث علمی در مورد کارها و سیاست هایشان ارائه نماید.

جمعه 28 مارچ خبری از کانال فرانسوی تلویزیون کانادا پخش شد که به اعتقاد گزارشگر یک خبر نگران کننده در سطح می باشد. بر اساس یک گزارش تحقیقاتی که از طرف دولت کانادا انجام شده و بر اساس آمار و سرشماری واقعی بدست امده معلوم شده است که در ده سال گذشته تناسب 50- 50 در صدی تعداد تولد نوزادان دختر و پسر در تمام جهان و از جمله در امریکای شمالی بهم خورده است و رقم تولد نوزادان دختر به شصت درصد و نوزادان پسر به چهل در صد کاهش یافته است.
از طرف دیگر به این بهم خوردن تناسب ، تعداد تلفات مردان را که در جنگ های منطقه ای نظیر جنگ ایران و عراق و یا جنگ در افعانستان و یا خود عراق و یا جنگ های اروپا در دهه گذشته کشته شده اند و یا هنوز کشته میشوند باید اضافه کرد.
اثرات این عدم تعادل در طی 10 تا بیست سال اینده نتایج خود را در سطح جهانی نشان خواهد داد. البته همین هم الان در ایران اثرات خود را نشان داده است و رقمی در حدود یک و نیم میلیون دختر ایرانی از شانس ازدواج بی بهره مانده اند. که خود منشا بسیاری از تاثیرات روحی و روانی بر جامعه خواهد بود که شرح ان در این مقال نمی گنجد.
همچنین همین که الان مثلا بر اساس امار رسمی تعداد قبولی دختران در دانشگاه ها به شصت در صد رسیده نشان دهنده همین بهم خوردن تعادل بین تعداد دختران و پسران است که نهایتا وزارت علوم مجبور به اجرای سهمیه بندی جنسی در کنکور شده است.
شنبه ۲۲ مارچ که عید یهودیان جهان بود، از شبکه abc کانادا ورژن جدیدی از داستان زندگی حضرت موسی پخش شد که در انتهای فیلم بخشی از ان به رابطه پنهانی و نامشروع یکی از یارانش با زن یکی دیگر از افراد گروهش بود. وقتی این رابطه کشف میشود موسی دستور به سنگسار انان می دهد و خود وی با ناراحتی اولین سنگ را به سمت ان زن و مرد که تا نیمه بدن در خاک فرو کرده بودند پرتاب می کند. صحنه تکان دهنده دیگری از فیلم این بود که موسی دستور می دهد تمامی زنان و کودکانی که در یک جنگ با قوم دیگر ان منطقه اسیر شده بودند همگی کشته شوند و حتی یک کودک هم زنده نماند. (حالا اینکه چرا سازندگان متعصب یهودی سازنده این فیلم با شدت تمام این صحنه های تکان دهنده را نشان دادند ان هم بحث دیگری است). من شخصا نمی دانستم که موسی تا اینقدر خشن و بیرحم بوده است.
توضیحاتی در مورد این فیلم در این سایت امده است:
http://www.nytimes.com/2006/04/08/arts/television/08comm.html?_r=1&oref=slogin
فراموش نکنیم که موسی در اصل بردگان حکومت فرعون مصر را با خود با سرزمین اسراییل فعلی اورد و تصور اینکه برای ایجادنظم در بین انان باید سخت گیری های اینچنینی می کرده است دور از انتظار نیست.
وقتی این قسمت فیلم را که سنگسار را نشان میداد برای اولین بار دیدم که سنگسار قدمتش به دوران شروع دین یهود وحتی قبل از ان بر می گردد همانطور که ختنه کردن و یا ذبح کردن حیوانات هم از انان و یا قبل از انان امده است .حتی در قران در زمان ابراهیم هم از سنگسار نام برده میشود ولی نمی دانستم که مثلا موسی هم این عمل را شخصا انجام داده است. ما عادت کرده ایم هر وقت اسم سنگسار را بعنوان روشی برای مجازات زن و مرد هایی که با هم رابطه نامشروع داشته اند بشنویم ناخود اگاه ان را با ایین اسلام پیوند می زنیم و گمان می کنیم که این اسلام بوده است که این روش را بوجود اورده است.
یادم می اید ایت الله مطهری می گفت که اسلام تعدیل کننده دین یهودیت که در سخت گیری معروف است بوده است. بار ها خوانده ام که قانون مجازات سنگسار در اسلام انقدر سخت شده است که تا چهار نفر شاهد عادل حکم به ان ندهند قابل اجرا نیست. یعنی در حقیقت این قانون 4500 ساله که قرن ها قبل از اسلام در خاورمیانه اجرا می شده است با این وسیله ایین اسلام سعی کرده است منسوخ نماید. انقدر سخت گیری را زیاد کرده که عملا اجرای ان به تعداد انگشت شمار می رسیده است.
ادم نمی داند تاسف خود را چگونه بیان کند که یک روش خشن قدیمی را که ایین اسلام سعی کرده در میان اعراب جاهل و متعصب ان دوران فسخ و ضعیف نماید اقایان بدون توجه به عوارض اجتماعی و جهانی ان و بدون توجه به تاریخ و فرهنگ ایرانیان دوباره با شدت بیشتر در این سرزمین پیاده کنند و هم به ایران ضربه می زنند و هم به ایین اسلام. به هر حال ما ایرانیان دین اصلی مان اسلام است و به ان اعتقاد داریم و جای تاسف است که افرادی مثل این اقای امینی هم اعتبار ما را درجهان از بین ببرند و هم مردم را از دین اسلام زده کنند که اخر و عاقبت ان بی اعتقادی به همه چیز می باشد.