تبليغاتX
یادداشت های یک استاد دانشگاه

یادداشت های یک استاد دانشگاه

علمی - سیاسی - فرهنگی - اجتماعی

 
  
از یکی از کانال های تلویزیونی کانادا گزارشی در مورد ساخت دو پروژه بسیار بزرگ توسط شرکت های چند ملیتی که در دبی در حال ساختند ُدیدم که خود من یعنوان یک متخصص رشته عمران از دیدن  این گزارش ها و نحوه ساخت ان ها حیرت زده شدم. یکی از ان ها ساخت یک مجمع الجزایر مصنوعی است که به شکل قاره های زمین طراحی شده است که عکس ان در بالا سمت چپ دیده میشود و با رقمی در حدود ۸/۱  میلیارد دلار در حال اتمام و آماده فروش است. این مجمع اجزایر مصنوعی دارای ۲۵۰تا ۳۰۰ جزیره می باشد که هر جزیره را بصورت خصوصی به ثروتمندان دنیا می فروشند.
 
وقتی این گزارش و حجم عظیم عملیاتی که برای ساخت این جزایر انجام شده است دیدم آه حسرت از نهادم بر آمد و ناخودآگاه بیاد کشور خودمان افتادم که چه دارد بر سرش می رود که فرضا برای ساخت یک ساختمان یا یک راه یا یک فرودگاه چندین سال وقت صرف میشود تا به اتمام برسد. یا مثلا ان همه جزیره طبیعی و خدادای در خلیج فارس از کیش، قشم، هرمز، تنب ها ، ابوموسی و جزایر دیگر جه استفاده ای از انان میشود؟ جزیره کیش به ان زیبایی فقط می توانست به تنهایی یک دبی در خلیج فارس باشد ولی الان کیش کجاست دبی کجاست؟
 
اماراتی ها با اوردن میلیون ها تن سنگ و خاک جزایری مصنوعی درست کرده اند که با ان  تمام دنیا را به دبی بکشند ان هم دبی که ۸-۹ ماه از سال گرم و رطوبتی است. انوقت ما در سرزمینی با این همه توع اب و هوا چه کرده ایم؟ نه تنها ان را درست نکردیم بلکه ان را داریم نابود می کنیم.
 
آخر چرا ما ایرانی هایی که ان همه دم از تاریخ و گذشته و هنر و فرهنگمان می زنیم باید به این روز بیفتیم که با این همه ثروت و این مملکت پر نعمت و امکانات ، اقتصادمان سال بسال بدتر شود و این عرب هایی که ما ان همه از چه و چه هشان می گوییم به این درجه از مدیریت رسیده اند که از هیچ واقعا از هیچ ، چیزهایی می سازند که تمام دنیا حتی ما ایرانیان به سمتشان می رویم. 
 
این مملکت با این اوضاع و احوال مدیریتی به جایی نمی رسد . این را همه می دانیم ولی چه دست هایی در کارند تا این اوضاع همیشه برای ما ایجاد گردد باز همه می دانیم.   
 
در سایت زیر اطلاعاتی در مورد پروژه جزایر جهان امده : 
 
http://guide.theemiratesnetwork.com/living/dubai/the_world_islands.php
 
در یوتیوب این فیلم را در مورد ان میتوان مشاهده کرد :
http://www.youtube.com/watch?v=kTyks-IRFPY
 
اطلاعات پروژه نخل (عکس بالا-سمت راست) در سایت زیر امده است:
 
http://tetrabulgaria.com/listing_image_4403.html
 
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط استاد دانشگاه  | 

 
اقای سردار رشید مصاحبه کرده و در عالم تخیلات دایمی خود گفته اند که اگر در زمان جنگ امکانات مملکت بسیج می شد ما نظامیان و فرماند هان سپاه معتقد بودیم که انقدر ظرفیت در درون ملت ایران و دولت وجود داشت که قادر بودیم بصره و بغداد را فتح کنیم. و در این راه باید ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار نفر را بسیج کرده و مردم حاضر بوده اند برای حفظ انقلاب جوانان خود را به جبهه های نبرد بفرستند.
 
بله از نظر ایشان هنوز هم بعد از ان همه کشته و زخمی وشکست های پی در پی ( از بعد از عملیات بیت المقدس و فتح خرمشهر نظیر رمضان، کربلا ها و والفجر ها) ، جوانان مردم گوشت دم توپ و رایگان بوده  (و البته هنوز هم هستند ) که ایشان و امثال ایشان انها را برای تخیلات بیمار گونه نظامی خود صرف کنند. اقا ی سردار خجالت بکش از روح ان همه جوان برومند که در طی شش سال بعد از عملیات ازادی سازی خرمشهر ، در جبهه ها فدای جاه طلبی های امثال جنابعالی شدند و هنوز هم دست بردار نیستید. 

اگر از مردم و روح جوانانشان خجالت نمی کشی حداقل از روح امام خمینی ات خجالت بکش که دست خالی تو و فرماندهانی مثل تو را خواند و مانع ادامه جنگ و مصیبت های بیشتر ان در سال ۱۳۶۸شد. 

  

ایشان گفته "در طرحی که آماده کرده بوده اند بصره را شش ماهه می گرفته اند! و در شش ماه دوم می توانسته اند کرکوک را فتح کنند و در شش ماه سوم اگر مقامات تصمیم می گرفتند به سمت بغداد حرکت می کردند که در ان صورت توان ما باید ۳ تا ۴ برابر می شده و این توان در ایران بوده ولی مقاما ت معتقد بودند که ما هزینه ای بیش از این نمی توانیم صرف جنگ کنیم."

 

اگر ، اگر ، اگر و با این اگر ها چه ها که نمی شد کرد. خوب بیایید فرض کنیم که اگر این تعداد جوان را هم می فریفتید و به جبهه ها می اوردید، چه راه حلی برای این سوالات واقعی داشتید :

 

- با کدام فرماند هان می خواستید این همه نیرو را فرماندهی و سازماندهی کنید؟ هر چه فرمانده خوب و لایق بود که یا کشته شده بودند و یا مجروح، آن ته ته ها هم که چند تا مانده بود مگر می توانستند چند لشکر را سازماندهی کنند ؟ ولی الحمدلله باز هم جای شکرش باقی بود که هم شما و هم اقای محسن رضایی حتی یک زخم کوچک برنداشته بودید!!

 

- بقول خودتان ارتش عراقی که تمام دنیا تجهیزش کرده بود و باز هم تجهیزش می کردند دست روی دست می گذاشت تا شما با ان ۴۰۰-۵۰۰ هزار بسیجی مخلص از روی میادین مینش بروید و شهر هایش را به همین راحتی تصرف کنید و او و ارتشش هم هیچ کاری انجام ندهند. خدا را شکر که ان مقامات عاقل جلوی نظامیان کور و روان پریشی مثل شما را گرفتند و گرنه بعد ار بمب های شیمیایی می باید بمب های اتمی را که بر سرمان می ریخت تجربه می کردیم

 

- شما که ادعای مسلمانی دارید فکرش را کرده اید که ان همه مردم بدبخت بصره و وشهر های اطراف ان کجا باید اواره می شدند؟  ان ها نیز مثل مردم بدبخت خرمشهر و ابادان چه گناهی داشتند؟

 

- فرض هم کنیم که بصره را می گرفتید با ان چه غلطی می خواستید بکنید. یک فاو فسقلی را گرفتید و بعدا ان را با خواری پس دادید . فکرش را کرده بودید برای حفظ شهر بصره چه نیروی عظیم و تدارکاتی می باید صرف می شد. الان آمریکا با ان همه سرمایه و علاوه بر ان کمک خود مردم عراق زیر اداره این کشور دارد له میشود و اقتصادش در حال متلاشی شدن است. در ان زمان از کجا می خواستید سرمایه مالی و انسانی ان را تامین کنید تا بعد به تصرف باقی سرزمین عراق بروید؟ 

 

تخیلات شما داستان ان مرد روغن فروش را بیادم می اورد که برای فروش کوزه روغنش به شهر می رفت و در عالم تخیلاتش داشت فکر می کرد که با فروش ان روغن چه و چه می کند و در انتها خود را در قصری می دید که دارای زن و فرزند است و روزی می خواسته فرزندش را تنبیه کند که با چوبدستی اش در عالم خیال امد فرزندش را بزند ،زد و کوزه روغنش را شکست و روغن ریخت و تمام ارزوهایش بر باد فنا رفت. 

 

حالا خوب است که حدود بیست سال از ان دوران گذشته و الحمدلله از یک جوان تازه بدوران رسیده نظامی یک استاد بالغ و پا به سن شده اید. دیگر برای کی این داستان ها را می بافید؟ گذشت ان دوران ، تمام شد. شما هنوز غصه می خورید که چرا به ارزو های جوانی تان نرسیدید! 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط استاد دانشگاه  | 

 
در تاریخ ضبط است که موقعی که خلخالی ، هویدا را محاکمه می کرد از او سوال می کند که برای مملکت چه کردی؟ به یک روایت نقل است که جعبه چوب کبریتی را که در دست داشته نشان می دهد و می گوید در دوران نخست وزیری سیزه ساله اش نگذاشته که قیمت این جعبه چوب کبریت از یک ریال دو ریال شود. نقل دیگر این است که گفته نگذاشته قیمت دلار از هفتاد ریال به هفتاد و یک ریال برسد.
 
آن موقع هیچکس نمی دانست که این مرد که سیزده سال نخست وزیر بود چه گفت و چه اصل مهم اقتصادی-سیاسی را با زبان ساده بیان کرد. الان که سی سال از ان دوران گذشته است با این اشفته بازار اقتصادی  که احمدی نژاد درست کرده که قیمت ها دیگر حتی روز را هم قابل نمی دانند و کار به دقیقه و ثانیه کشیده است متوجه می شویم که در ان دوران چه زحمت هایی کشیده می شده است تا قیمت ها تکان نخورند .
 
ما مردم امروز چوب سادگی خود را می خوریم. چوب زودباوری و اعتماد مطلق به کسی که با حرف ها و عده های سر خرمن هم ایران و هم جهان را مسخره خود کرده است. و مطمئنم حتی در دروس دانشگاهی اش درس اقتصاد مهندسی را نگرفته است تا حداقل با چهار کلمه اقتصاد آشنا باشد.
 
می توان مدل جریان اقتصاد را شبیه مدل جریان اب در یک شبکه دانست. برای اینکه در یک شبکه اب شهری همیشه جریان با نسبت مناسب برقرار باشد نیاز به ایجاد سیستم های مختلف مثل ایستگاه های پمپاژ ، شیر های مختلف، منبع های آب هوایی برای ایجاد فشار، طراحی مناسب لوله ها با سایز مناسب، و از همه مهمتر مدیریت علمی و مهندسی برای اداره این شبکه،  می باشد.
حال تصور کنید که این شبکه بدست آدمی داده شود که سواد و دانش اداره ان را ندارد چه اتفاقی روی می دهد وقتی که فشار در شبکه بالا می رود؟ انقدر دست روی دست می دارد تا شبکه بترکد.
 
اقتصاد ما الان بدست این مرد بی سواد و نادان در حال ترکیدن است و همه اقشار فشار ان را با همه وجود احساس می کنند و تا زمانی که اداره این مملکت به دست این زنگی مست تیغ برهنه بدست داده شده است اوضاع بهتر که نه ، بدتر خواهد شد.
 
با اینوجود یک احساس همگانی در حال رشد است که که اوضاع دولت و مملکت ما به بک نقطه بدون بازگشت رسیده است و بزودی تحولات عمیقی باید در مملکت صورت گیرد . تحولاتی که دیگر با حرف و سخن و وعده و یا با زور و بگیر و ببند و زندانی کردن نمیتوان جلوی ان ها را گرفت. و نشانه های آن را حتی در مخالفت کسانی می بینیم که یک زمانی دوست و یاور این بابا بوده اند. یعنی همان ترکیدگی که در مملکت باید اتفاق بیفتد می افتد. این تحول در دولت و مملکت شاید به تابستان هم نکشد و خیلی زودتر شاهد ان باشیم.
 
 
 
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط استاد دانشگاه  | 

 
این روز ها خبر های ایران را که می خوانم که هنوز فروردین تمام نشده و این همه خبر های نگران کننده داخلی و خارجی مانند اثرات تحریم ها، گرانی ها، درگیری های سیاسی داخلی ، خشکسالی ، انفجار شیراز ، اثرات روانی حرف های صد من رغاز این اقای باصطلاح رییس جمهور و غیره در مورد مملکتمان خبر گزاری ها را پر کرده است، ادم مستاصل میماند که چه بگوید. گویی همه کر و لال شده اند و این همه مصیبتی را که بر این سرزمین دارد از این بی مدیریتی می رود نمی بینند.
 
یک وقتی ادم روی یک بلندی ایستاده است و می بیند که ابر های سیاهی در حال نزدیکند و قوع یک طوفان شدید را پیش بینی می کند و به مردم هشدار می دهد که مواظب باشند و خود را برای طوفان آماده کنند. ولی زمانی می رسد که طوفان رسیده و در حال در نوردیدن و خراب کردن است. دیگر نمی دانی در ان شرایط چه بگویی؟ شرایط ما الان اینطور شده است. دو سه سال پیش که این اقا را به اسم رییس جمهور به ما مردم قبولاندند( یا بهتر بگویم چپاندند) هر چه امثال ما داد زدیم که این اقا نمی داند مدیریت یعنی چه و این مملکت را به نابودی خواهد برد ( نوشته های گذشته خود من حداقل گواهی بر این مدعاست) ان اقایان بالانشین حرف های دلسوزانه و علمی امثال ما را به نشان غرض گذاشتند.
 
الان دیگر چه بگوییم. طوفان و سیل امده و دیگر نیازی به پیش بینی و آگاهی دادن نیست. مملکت انچنان با این بی مدیریتی و بی عقلی با سرعت به سمت تخریب دارد می رود که حتی دوستان سابق و یاران خودش هم نظیر لاریجانی و پورمحمدی هم طاقت این همه بی نظمی و ندانم کاری را ندارند و یکی یکی علم مخالفت بر می دارند. ماشین این ککلمت را به یک سراشیبی تند برده اند ، فرمان و ترمز ان را بریده اند و همه نشسته اند دارند نگاه می کنند و منتظرند فرجی بشود شاید این ماشین به ته دره سقوط نکند!
 
بعضی معتقدند اتفاقا الان دارد خوب میشود. تا همه چیز خراب نشود این مملکت از این سیستم قمر در عقرب و ناقص جمهوری + ولایت فقیه بیرون نخواهد آمد. بقول مردم ولایتی فقیه ای که سیستم شاهنشاهی پهلوی پیش ان رو سفید شده است.
 
ولی من معتقدم این خرابی به نفع مردم و مملکت نیست چون مملکت هم با ان نابود میشود. همان بلایی که با نابودی سیستم شاهنشاهی بر سر این مملکت امد. این خراب شدن مطلق اصلا خوب نیست. امیدوارم باشیم شاید ان اقایان بالا سر عقل بیایند و بفهمند که این بچه ناقص الخلقه که به دامان این ملت افتاده است نمی تواند این مملکت را اداره کند و هر چه زودتر شر او را بکنند و هم خودشان را راحت کنند و هم این مردم را. 
 
اینجاست که ادم میفهمد ان ایت الله خمینی چه شجاعتی داشت که وقتی دید بنی صدر عرضه اداره مملکت و جنگ را ندارد و فقط حرف می زند برکناری اش را تایید کرد و مملکت را به جهتی برد که حداقل نتیجه ان پیروزی در جبهه های جنگ بود. ایکاش خامنه ای کمی از ان شجاعت را به ارث برده بود.
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط استاد دانشگاه  | 

  
احمدی نژاد کاملا به سمت خود محوری پیش می رود و کسانی را از قدرت پایین می کشد که همگی انان به وی کمک کردند تا به قدرت رییس جمهوری برسد. من هر چه فکرش را می کنم نمی توانم بفهمم که رهبری چه نقطه ضعفی به احمدی نژاد داده که اینچنین وی با اعتماد بنفس کامل هر کاری دلش می خواهد می کند و صدای او که در نمی اید هیچ، تعریفش هم می دهد. پشت این کاسه باید یک نیم کاسه ای باشد و این را اینده نشان خواهد داد.
 
احمدی نژاد فعلا تا می تواند با زرنگی و سوء استفاده از قدرت باد آورده تمامی مشکلاتی را که در مملکت درست کرده با رانت سکوت رهبری به گردن دیگران می اندازد و با نامردی دوستان و یاران خودش را هم قربانی می کند.
رهبری همیشه سعی می کرده جالت بی طرف داشته باشد و  همیشه دولت های قبلی را مقصر اوضاع کشور نشان می داده است. ولی الان با این پشتیبانی های مکرر مردم  وی را هم مقصر می دانند .   
 
رابطه رهبری و احمدی نژاد مرا بیاد داستان هارون الرشید و وزیر ایرانیش جعفر برمکی می اندازد . انجا که در باغی جعفر برمکی روی شانه های هارون الرشید بالا میرود تا برایش میوه بچیند. باغبان که از فامیل های جعفر بوده این را که می بیند همانجا از هارون الرشید دست خطی می گیرد که هیج نسبتی با جعفر ندارد. هارون تعجب می کند و می گوید الان همه می خواهند خود را با جعفر فامیل نشان بدهند انوقت تو می گویی نمی خواهی؟ گذشت روزگار تا اقبال جعفر برمکی بسر آمد و او و تمام فامیلش فتل عام شدند . وقتی سراغ ان باغبان آمدند دست خط هارون را نشان داد و از مرگ برای مدتی رها یافت.  هارون از وی پرسید تو از کجا این روز را پیش بینی کردی؟ گفت از انجا که جعفر جسارت کرد و پا روی شانه های شما گذاشت.
 
حال اینده نشان می دهد که داستان این زوج سیاسی معاصر بالاخره به کجا خواهد کشید. ادمی که نه در دوران انقلاب کاره ای بود ، نه در سپاه کسی او را تحویل می گرفت ، نه در دولت های قبلی حتی به معاونت وزارتخانه ای رسید و این اخری به زور شهردار تهران شد حالا کارش به جایی رسیده که عنوان رییس جمهوری را یدک می کشد و عزل و نصب می کند و پا در کفش رهبری می کند. شنیدم در جایی هم گفته که " رهبری فکر می کند من رییس جمهور او هستم. در حالیکه من رییس جمهور امام زمان هستم. "  
فشار های داخلی و خارجی زیاد شده اند و باید دید در این چند ماه آینده این سد بظاهر شکست ناپذیر چقدر توان مقاومت دارد؟ 
 
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط استاد دانشگاه  | 

 
خبر های علمی - تحقیقاتی روز دنیا را که دنبال می کنم بخصوص در رابطه با پیشرفت هایی که در مورد فضا ، فیزیک بنیادی ، تحقیقات پزشکی و ژنتیکی، روبات سازی و غیره که در دنیا در حال انجامند
، یک احساس تلخ از ناتوانی و عقب ماندگی مان بهم دست می دهد.  کشور های پیشرفته و در راس انها آمریکا در حال تحقیق بر روی پروژه هایی هستند که شاید بعد از ۵۰ سال ما بفهمیم چه بوده اند. مثل همین انرژی هسته ای که ما بعد از گذشت ۸۰ سال از کشف این انرژی تازه داریم می فهمیم چه هست و با جان کندن می خواهیم با داد و هو و جنجال عقب ماندگی را جبران کنیم .

آمریکاییان برنامه های فضایی در دست دارند که تا سال ۲۰۲۵ کره ماه را تسخیر کنند و تا سال ۲۰۵۰ در مریخ ایستگاه بزنند. تصور اینکه چقدر الان بر روی این برنامه ها دارد کار میشود تا تحقق یابند برای من غیر قابل تصور است. سفر های پی در پی شاتل ها به جو زمین و تکمیل ایستگاه فضایی تماما مقدمه این برنامه هاست. چقدر ما باید کار علمی بکنیم و چقدر باید سرمایه گذاری صورت گیرد تا بتوانیم مثلا یک موشک کوچک را به جو زمین بفرستیم از حوصله این نوشته خارج است.

خبری دیدم که در سویس یک شتاب دهنده ذرات الکترونی ساخته شده و وقتی عکس های ان را می دیم و عظمت تاسیسات ان را ، اولین سوالی که به ذهنم آمد این بود چه وقت این ها را طراحی کردند و کی ساختند. چه مهندسینی این تاسیسات را بنا کردند  و چقدر در کارشان خبره هستند. و تازه با این تاسیات عظیم به دنبال کشف چه حقایقی از جهان هستی هستند.

وبسایت این تاسیسات در این ادرس است، فقط اگر وقت کردید نگاهی به عکس تونل و سایر تاسیسات ان بیندازید پی می برید که منظورم چیست.

http://lhc-machine-outreach.web.cern.ch/lhc-machine-outreach

و بسیاری از مسایل علمی دیگر که روز بروز در حال کشف هستند.

و در این میان الان درکشور ما ادعا میشود که در حال جهش علمی هستیم ان هم با کپی سازی و یا مونتاژ کاری. من هم معتقدم اشکالی ندارد همین روش را برویم که ژاپنی ها رفتند. ولی این همه داد و جار و جنجال ندارد. ما اگر بخواهیم مثلا به پای ژاپنی ها برسیم کم کمش ۵۰ سال باید بی سرو صدا کار کنیم زحمت بکشیم ، دور مسائل مختلف را خط بکشیم تا بتوانیم ادعا کنیم داریم یک چیزی در علم می شویم. 

ولی شرایطی در مملکت بوجود اورده اند که نه تنها جذب نیرو های متخصص ایرانی خارج از کشور متوقف شده بلکه فرار مغز ها شدت گرفته و بسیاری از اساتید دانشگاه ها در فکر خارج شدن هستند چو ن اولین شرط ایجاد فضای علمی و تحقیقاتی که امنیت است وجود ندارد.

نمی توان هم ادعای یک کشور پیشرفته را داشت که می خواهد به قله های رفیع علمی دست یابد ولی از انطرف یک سیستم بسته در جامعه و دانشگاه ها ایجاد کرد که همه از هم بترسند و کسی جرات نکند حتی بر خلاف نظر مقامات یک بحث علمی در مورد کارها و سیاست هایشان ارائه نماید.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط استاد دانشگاه  | 

با ادمی که پارکینسون و یا الزایمر گرفته است چه میتوان کرد؟ با ادمی که بدنش به لرزش افتاده و دچار فراموشی شده است چه می کنند؟پزشکان به ادمی که به این بیماری دچار شده  فقط با استفاده از دارو پیشرفت بیماری را عقب می اندازند ولی نمی توانند جلوی ان را بگیرند . و مجبورند به مرور زمان با افزایش دوز دارو ان را قوی تر کنند تا بدن بتواند در مقابل بیماری مقاومت کند.و بیمار هم به مرور دچار عوارض جانبی این دارو ها شده و نهایتا با همین عوارض دارو ها از بین می رود.
 
این مثال را زدم تا نتیجه بگیرم این جمهوری اسلامی که بر اساس برداشت هایی ناقص از دین اسلام در این مملکت بوجود آمد دچار همین بیماری های پارکینسون و الزایمر شده است. لرزش های جامعه را که می بینم احساس می کنم که دیگر کمتر دارویی می تواند این جامعه بیمار را نجات دهد.
 
فراموشی های اقایان انقدر زیاد شده که حتی دیگر به حرف های خودشان هم اعتقاد ندارند و همه چیز را به مسخره گرفته اند و فکر می کنند که با بستن دهن ها و محدود کردن ها و جلو گیری از دسترسی مردم به اخبار و اطلاعات می توانند جلوی این بیماری را برای مدتی دیگر هم بگیرند.
 
سال ها غفلت و ساده انگاری در آموزش مردم و جوانان را اکنون می خواهند با محدود کردن آنها جبران کنند. حرف های این اقای امام جمعه مشهد را که می خواندم که گفته دختر ها و زن ها مثل گرگ مومنین را می درند و باید انان را بعنوان مجرم دستگیر کرد ، ادم حیران می ماند که چه بگوید. چقدر زن و دختر را می خواهند بعنوام مجرم بگیرند و در زندان بیاندازند و یا شلاق بزنند. تا کی؟ سی سال است که این کار رامی کنند ایا نتیجه داده ؟ بله نتیجه داده . زن ها و دختر ها را به لجبازی بیشتر کشانده اند و حتی با بعضی از ان ها که صحبت می کنم می گویند ما می خواهیم با این کار ها با این ها و حتی با خدا هم در بیفتیم. 
 
    ادم هایی احمق و نزدیک بین قدرت به دستشان افتاده و فکر می کنند با ایجاد یک حکومت طالبانی ملا عمری مشکلات یک کشور پیچیده ای مثل ایران حل میشود. کشوری که قبل از انکه ۱۴۰۰ سال پیش در اثر یک جنگ مسلمان شود ، ایرانی بوده ان هم با دین زرتشت و ملی گرایی ایرانی.
 
من که خودم بعنوان یک ایرانی وقتی این حرف ها را می شنوم و می خوانم ناخود اگاه یک حس انزجار از این اقایان و مرامشان که نه خدا را می شناسند و نه حتی به حرف های خدا اعتقاد دارند که گفت : لا اکراه فی الدین "  ، در درونم بوجود می اید. بخودم می گویم این ها کی هستند که دارند بر ما حکومت می کنند. و از کجا امدند؟ طرف رفته جهار تا کتاب عهد بوق فرن های پیش را خوانده و انان را حفظ کرده و حالا دری به تخته خورده و قدرتی بهش داده اند هر چرند و پرندی بالای منبر می گوید بدون اینکه کمی حتی به عوارض ان فکر کند.
 
ماهواره ها را می گیرند، اینترنت را محدود می کنند، روزنامه ها و مجلات را سانسور می کنند و یا کلا می بندند، تا حد امکان مسافرت و رفت و امد به کشور های دیگر را محدود می کنند، موسیقی و ساخت فیلم را محدود می کنند و یا توقیف می کنند ، در خیابان بگیر و ببند می کنند وووووو که شاید تا بتوانند این جامعه را محدود و محدود تر کنند که خودشان بتوانند جهار روز دیگر بر این اریکه قدرت باز تاخت و تاز کنند . 
 
فکر می کنم دیگر گندش در امده و این دلق جمهوری انقدر پوسیده و سوراخدار شده که با انگشت در هر سوراخ را می گیرند سوراخ دیگری با شدت بیشتر اب دلق را خالی می کند.   
 
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط استاد دانشگاه  | 

 
در خبر های چند روز اخیر از قول رییس سازمان هواشناسی ایران نقل قولی امده بود که امسال در ایران خشکسالی خواهیم داشت. اینکه امسال خشکسالی هست خبر جدیدی نیست چون ما سال هاست که در کشورمان با یک خشکسالی نسبی روبرو هستیم. کشور ما در منطقه خاصی از جهان روبرو شده است که در سال های اینده به علت تغییرات اب و هوای ناشی از گرمایش جهانی با یک بحران روبرو خواهد شد که بدلیل کمبود بارندگی و به تبع ان اب خواهد بود.
 
 افزایش گرمایش زمین بعلت فعالیت های صنعتی/کشاورزی و شهری رو به افزون بشر بوده که منجر به افزایش گاز های گلخانه ای و بخصوص دی اکسید کربن در جو زمین شده است. تصویری که در اینجا گذاشته ام نشان دهنده شبیه سازی و پیش بینی درجه حرارت زمین در طی دهه های مختلف می باشد که از یک مدل شبیه ساز جهانی گرفته ام که به آنها Global Circulation Models -GCMs می گویند.
این هم ادرس وبسایت این شبیه سازی  :
http://www.dkrz.de/dkrz/gallery/vis/scenarios.html
در پنجره ظاهر شده روی هر عکس کلیک کنید تا نتایج بهتر دیده شوند.
 
در عکس های بالا دوایر قرمز رنگ منطقه ای است که ایران در ان قرار گرفته است و همانطور که این تصاویر نشان می دهد دهه به دهه این منطقه افزایش حرارت شدیدتری را خواهد داشت. در عکس های فوق در پایین نقشه جهان خطی با رنگ های مختلف از آبی روشن تا قهوه ای تیره قرار داده شده هر رنگ معرف یک درجه حرارت خاص می باشد. مثلا منطقه خاورمیانه و از جمله ایران در سال ۲۰۲۰ میلادی تا سه درجه  و تا سال ۲۰۴۰ تا ۵ درجه افزایش حرارت متوسط(نسبت به متوسط نرمال ان در قرن بیستم)  را تجربه خواهد کرد. بعبارتی اگر تا ان زمان این افزایش درجه حرارت در سطح زمین ادامه یابد و بشر راه حل مناسبی برای کاهش گاز های گلخانه ای پیدا نکند کشور هایی مثل ایران با کاهش بارندگی ، افزایش تبخیر و یک بحران اب شدید و زیست محیطی روبرو خواهند شد.
 
بشر امیدوار است که با کاهش گاز های گلخانه ای مانند باز پس گرفتن ان ها از جو زمین و یا استفاده از یک سپر مصنوعی که توسط ماهواره های مسقر در جو زمین ایجاد میشود تا حدی زمین را خنک کند و جلوی افزایش گرمای ان را بگیرد. ولی تا زمانی که این پروژه های فعلا تحقیقاتی عملی شوند کشور ما بطور حتم بحران کم ابی و خشکسالی های متعددی را در سال های آینده تجربه خواهد کرد و خسارات هنگفتی به سرزمین ما وارد خواهد شد.  
 
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط استاد دانشگاه  | 

 
ما داریم سریعا به سمت یک جامعه لاییک حرکت می کنیم و هر چقدر هم جمهوری اسلامی و در راس ان روحانیون حکومتی سعی می کنند با تهدید و استفاده و زور جلوی این حرکت را بگیرند بیشتر ناکام می شوند. ما داریم به سمتی می رویم که ایمان به خدا بطور نسبی در حال حذف شدن از اجتماع ماست و دیگر نیروی واسطه ای وجود نخواهد داشت تا مردم با اتکای معنوی به ان از فساد کردن دوری کنند . من فکر می کنم همین که الان فساد های مختلف در جامعه ما به سرعت در حال گسترش هستند نشان از زوال نسبی خدا پرستی در میان ما دارد. کشور های غربی دارای دولت لاییک هستند ولی به جای خدا یک فرهنگ اخلاقی و انضباطی را قرار داده اند ولی ان لاییک شدنی که ما داریم به سمتش حرکت می کنیم یک نوع جامعه بی خدایی است که به جای ایمان به خدا چیز دیگری بر قرار نخواهد شد و این فاجعه ای است که دارد روی می دهد.
 
سی سال پیش که انقلاب شد بعد از سقوط سیستم شاهنشاهی سیستمی بر قرار شد که متکی به اموزش های اسلامی و رهبرانی بود که مردم را به تبعیت از ان می خواندند. یادم می اید ایدئولوگ هایی مثل طالقانی و مطهری بودند که سعی می کردند به مردم یاد دهند که اسلام یعنی اخلاق و مسلمان یعنی یک فرد اخلاقی. ولی الان چه؟ ایا کسانی هستند که مردم از ان ها تبعیت کنند و به ان ها یاد دهند که چگونه خوب باشند؟ شنیده ام که ایت الله خمینی در سوالی که از او در مورد غرب پرسیده اند گفته : در ایران مسلمان هست ولی اسلام نیست ولی در غرب اسلام را دیدم اگر چه مردم مسلمان نیستند.
 
عامل اصلی این حرکت رو به جلو و تخریبی را باید سیاست های غلط و دروغ هایی که عده ای به اسم دین به خورد جامعه می دهند، بدون اینکه به عوارض اینده  ان فکر کنند ، دانست. وقتی مردم  می بینند که یک اقایی امده و به اسم خدا و پیغمبر و امام زمان تا می تواند وعده و وعید های دروغین می دهد و روز بروز جامعه را به سمتی می برد که فقیر فقیر تر و پولدار پولدارتر می شود نمیتوان انتظار داشت که در ان جامعه ایمان به خدا وجود داشته باشد.
 
نمی توان انتظار داشت که برای حفظ قدرت از روش های تخریبی مثل دروغ و ریا و زور استفاده کرد ولی از مردم انتظار داشت که از ان روش های تخریبی برای حفظ منافعشان استفاده نکنند. اخلاق اخلاق است و برای حفظ ان باید ریاضت کشید و از خود گذشتگی داشت. 
 
واقعا جای افسوس دارد که کشوری که به خداشناسی در جهان معروف بوده است اکنون کارش به انجا کشیده که عملا فقط اسمی از خدا در این کشور دارد باقی می ماند. 
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط استاد دانشگاه  | 

جمعه 28 مارچ خبری از کانال فرانسوی تلویزیون کانادا پخش شد که به اعتقاد گزارشگر یک خبر نگران کننده در سطح می باشد.  بر اساس یک گزارش تحقیقاتی که از طرف دولت کانادا انجام شده و بر اساس آمار و سرشماری واقعی بدست امده معلوم شده است که در ده سال گذشته تناسب 50- 50  در صدی تعداد تولد نوزادان دختر و پسر در تمام جهان و از جمله در امریکای شمالی بهم خورده است و رقم تولد نوزادان دختر به شصت درصد و نوزادان پسر به چهل در صد کاهش یافته است. 

 

  از طرف دیگر به این بهم خوردن تناسب ، تعداد تلفات مردان را که در جنگ های منطقه ای نظیر جنگ ایران و عراق و یا جنگ در افعانستان و یا خود عراق و یا جنگ های اروپا در دهه گذشته کشته شده اند و یا هنوز کشته میشوند باید اضافه کرد.

 در خبر امد که دانشمندان و محققین علت این بهم خوردن تعادل را ناشی از آلودگی های شیمیایی در آب و هوا و محصولات کشاورزی می دانند که بر روی اسپرم مردان و یا تخمک زنان اثر گذاشته و در نتیجه باعث شده است که دختران افزایش ناگهانی در دهه اخیر داشته باشند.

 

بعبارتی اگر همین الان یک میلیون نوزاد درجهان متولد شوند 600 هزار تای  انان دختر و 400 هزار پسر می باشند. ومثلا اگر فرض کنیم که در طی بیست تا سی سال اینده همین رقم  400 هزار دختر وپسر با هم ازدواج کنند و یکی از عوارض ان این ایت که هنوز دویست هزار دختر دیگر بدون ازدواج می مانند.  

اثرات این عدم تعادل در طی 10 تا بیست سال اینده نتایج خود را در سطح جهانی نشان خواهد داد. البته همین هم  الان در ایران اثرات خود را نشان داده است و رقمی در حدود یک و نیم میلیون دختر ایرانی از شانس ازدواج بی بهره مانده اند. که خود منشا بسیاری از تاثیرات روحی و روانی بر جامعه خواهد بود که شرح ان در این مقال نمی گنجد.   

همچنین همین که الان مثلا بر اساس امار رسمی تعداد قبولی دختران در دانشگاه ها به شصت  در صد رسیده نشان دهنده همین بهم خوردن تعادل بین تعداد دختران و پسران است که نهایتا وزارت علوم مجبور به اجرای سهمیه بندی جنسی در کنکور شده است.  

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط استاد دانشگاه  | 

شنبه ۲۲ مارچ که  عید یهودیان جهان بود، از شبکه abc کانادا ورژن جدیدی از داستان زندگی حضرت موسی پخش شد که در انتهای فیلم بخشی از ان به رابطه پنهانی و نامشروع یکی از یارانش با زن یکی دیگر از افراد گروهش بود.  وقتی این رابطه کشف میشود موسی دستور به سنگسار انان می دهد و خود وی با ناراحتی اولین سنگ را به سمت ان زن و مرد که تا نیمه بدن در خاک فرو کرده بودند پرتاب می کند.  صحنه تکان دهنده دیگری از  فیلم این بود که موسی دستور می دهد تمامی زنان و کودکانی که در یک جنگ با قوم دیگر  ان منطقه اسیر شده بودند همگی کشته شوند و حتی یک کودک هم زنده نماند. (حالا اینکه چرا سازندگان متعصب یهودی سازنده این فیلم با شدت تمام این صحنه های تکان دهنده را نشان دادند ان هم بحث دیگری است).  من شخصا نمی دانستم که موسی تا اینقدر خشن و بیرحم بوده است.

توضیحاتی در مورد این فیلم در این سایت امده است:

 

http://www.nytimes.com/2006/04/08/arts/television/08comm.html?_r=1&oref=slogin

 

   فراموش نکنیم که موسی در اصل بردگان حکومت فرعون مصر را با خود با سرزمین اسراییل فعلی اورد و تصور اینکه برای ایجادنظم در بین انان باید سخت گیری های اینچنینی می کرده است دور از انتظار نیست.

 

وقتی این قسمت فیلم را که سنگسار را نشان میداد برای اولین بار دیدم که سنگسار قدمتش به دوران شروع دین یهود وحتی قبل از ان بر می گردد همانطور که ختنه کردن و یا ذبح کردن حیوانات هم از انان و یا قبل از انان  امده است .حتی در قران در زمان ابراهیم هم از سنگسار نام برده میشود ولی نمی دانستم که مثلا موسی هم این عمل را شخصا انجام داده است.   ما عادت کرده ایم هر وقت اسم سنگسار را بعنوان روشی برای مجازات زن و مرد هایی که با هم رابطه نامشروع داشته اند  بشنویم ناخود اگاه ان را با ایین اسلام پیوند می زنیم و گمان می کنیم که این اسلام بوده است که این روش را بوجود اورده است.

 

 در روزهای گذشته خبری پخش شد مبنی بر اینکه ایت الله امینی گفته که سنگسار باید در ملا عام اجرا شود. حال بحث اینکه چه شده که بعد از سی سال از گذشت  جمهوری اسلامی که قاعدتا بر اساس وعده و وعید ها اکنون می باید بهشت برین می بود و شیر و ادمیزاد در صلح و صفا با هم زندگی می کردند، وصع انقدر خراب شده است که برای ترساندن مردم و جوانان از رابطه داشتن با یکدیگردوباره باید برگردند و روش های چهار پنج هزار سال پیش را اجرا کنند، فعلا در این نوشته جایش نمی گنجد.

 

یادم می اید ایت الله مطهری می گفت که اسلام تعدیل کننده دین یهودیت که در سخت گیری معروف است بوده است. بار ها خوانده ام که قانون مجازات سنگسار در اسلام انقدر سخت شده است که تا چهار نفر شاهد عادل حکم به ان ندهند قابل اجرا نیست. یعنی در حقیقت این قانون 4500 ساله که قرن ها قبل از اسلام در خاورمیانه اجرا می شده است با این وسیله ایین اسلام سعی کرده است منسوخ نماید. انقدر سخت گیری را زیاد کرده که عملا اجرای ان به تعداد انگشت شمار می رسیده است.

 

ادم نمی داند تاسف خود را چگونه بیان کند که یک روش خشن قدیمی  را که ایین اسلام سعی کرده در میان اعراب جاهل  و متعصب ان دوران فسخ و ضعیف نماید اقایان بدون توجه به عوارض اجتماعی و جهانی ان و بدون توجه به  تاریخ و فرهنگ ایرانیان دوباره با شدت بیشتر در این سرزمین پیاده کنند و هم به ایران ضربه می زنند و هم به ایین اسلام. به هر حال ما ایرانیان دین اصلی مان اسلام است و به ان اعتقاد داریم و جای تاسف است که افرادی مثل این اقای امینی هم اعتبار ما را درجهان از بین ببرند و هم مردم را از دین اسلام زده کنند که اخر و عاقبت ان بی اعتقادی به همه چیز می باشد.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط استاد دانشگاه  |