


مطلبی در سایت تابناک از قول رفسنجانی امده مبنی بر اینکه ایت الله خمینی در یک جلسه ای بعد از برکناری ایت الله منتظری ، گفته بوده که اقای خامنه ای مناسب رهبری هستند. وقتی این مطلب را می خواندم دو چیز به نظرم رسید :
- یکی اینکه ایت الله خمینی خیلی حرف ها زد و بعدا زیر ان ها زد مثل تعریف هایی که از بنی صدر کرد و بعدا پشتیبانی اش را از او پس گرفت( جالب است که در همان سایت تابناک خبری است مبنی بر اینکه ایت الله خمینی اول کاملا موافق این بود که بنی صدر فرمانده کل قوا باشد). یا تعاریفی که از ایت الله منتظری کرد مثل این جمله معروفش " که من در او خلاصه می شوم و او در من " . و لی در آخرین ماه های عمرش این تنها آخوند بی اعتنا به قدرت را از همه چیز عزل کرد. آخر ش هم هنوز معلوم نیست که خودش این کار را کرد یا همین کسانی که الان قدرت در دستشان است!
حالا تصور کنید اگر زنده می بود و مثلا می دید که خامنه ای عملا سیاستی مستقل از او در پیش گرفته و حتی به دستور وی مبنی بر بی طرف بودن نظامیان در سیاست هم محل نمی گذارد چه عکس العملی نشان می داد؟
- دوم اینکه من نمی دانم چه بر سر این رفسنجانی آمده که اینقدر تملق این اقای خامنه ای را می کند در حالیکه عملا او را از قدرت حذف کرده و هر وقت هم مصلحت بداند وی را آنجنان به ذلت می کشاند که همه از خود می پرسند این رفسنجانی چه کار این اقا کرده که این همه او را خوار و ذلیل می کند؟
واقعا چه بر سر این رفسنجانی آمده که بعد از ان همه عزت و اعتماد بنفس که داشت به این روز افتاده که جرات نمی کند حتی نظرش را هم بیان کند. واقعا برای ماندن در قدرت این همه خواری و ذلت می ارزد؟ خوب است لااقل کمی از اقای منتظری یاد بگیرد. حالا ایشان چه شد؟ چیزی از دست داد؟ حتی الان محبوبیت مردمی ایشان بیشتر از گذشته شده است چون حرف مردم را می زند و ابایی هم از قدرت ندارد. رفسنجانی یک زمانی فرد دوم این مملکت بود حالا کارش به جایی رسیده که حتی قیافه اش شبیه به اغا محمد خان قاجار شده از بس تاسف و غصه می خورد از نامردی هایی که با او میشود .
بس نیست این همه تملق. ادم را یاد ان دیوان باشی پاچه خور شب های برره می اندازد که کارش فقط پاچه خوری از خان برره بود( ای شفتالو ، ای هلو، ای ...) . خسته نشدی از این همه دستمال یزدی گرفتن برای شخصی که بزرگترین ضربه ها را بهش در خفا زد که اخرین نمونه اش استفاده از وی برای به رییس جمهوری رساندن احمدی نژاد بود؟
حیف که خودش را در حرص و طمع ماندن در قدرت گم کرده .
وقتی خبر پرتاپ موشک فضایی را دیدم که دارد از ایران به فضا می رود دوست می داشتم خوشحال شوم. با دیدن ان صحنه که احمدی نژاد در بین فرماندهان نظامی (نه دانشمندان) دارد فرمان پرتاب ان موشک تحقیقاتی را می دهد تجسم یک موجودی برای وضعیت کنونی کشورم در ذهنم نقش بست که دارای سر بزرگ ،مهیب و ترسناکی است ولی بدن و دست و پاهای ضعیف و ناتوانش در پشت ان سر بزرگ پنهان شده است. شبیه به اژدها هایی که چینی ها و ژاپنی ها برای مراسم سال نویشان می سازند و در خیابان ها به راه می اندازند.
روند حکومت جمهوری اسلامی دچار تضاد شده است و با این ایدئولوژی که جمهوری اسلامی بر اساس ان بنا شده خودش هم نمی داند می خواهد چه کند. ایدئولوژی که ملغمه ای از سیاست های اسلامی و کمونیستی شده است. از یک طرف داعیه ایجاد و اجرای یک حکومت مبتنی بر خداشناسی و اسلامی را داریم و از طرف دیگر دوستان ما در جهان کشور هایی نظیر روسیه، کره شمالی، چین، و ونزوئلا شده اند که همگی از کشور های صد در صد کمونیستی جهان بوده و هستند و دارند تکنولوژی های دست چندم خود را به ما با قیمت گزاف اب می کنند.
از یک طرف در جامعه ای زندگی می کنیم که بر اساس برداشت های سطحی مبتنی برسنت های اسلامی می خواهد جامعه را با سنت های جند هزار سال پیش اداره کند. زنان را سنگسار کند و دختران و زنان را بجرم بد حجابی بگیرد و ازار دهد. جوانان را محدود کند و دانشجویانش را به جرم ابراز عقیده و خواسته هایشان به زندان بیندازد و بسیاری از این قبیل مسائل که شرح انان تکراری است. ولی از طرف دیگر می خواهد پا به پای کشور های پیشرفته موشک فضایی بسازد، از انرژی هسته ای استفاده کند . در حالیکه نمی تواند به بسیاری از خواسته های اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی مردمش پاسخ دهد.
من به شخصه خیلی خیلی خوشحال می شوم و به خودم می بالم اگر ما واقعا به ان درجه از پیشرفت علمی و صنعتی برسیم که موشک به فضا بفرستیم و وارد رقابت های فضایی بشویم. ولی ایا در کشوری که با کوچکترین حادثه طبیعی مثل یک برف دو سه روزه شیرازه ان به هم می ریزد اجرای چنین پروژه هایی که همه هم بخوبی می دانند از کجا گرفته شده اند پز و افتخار دارد؟
کانادا که جزء هشت کشور صنعتی جهان است و دانشگاه های ان در رده بهترین دانشگاه های جهان قرار دارند و مردم ان جزء مرفه ترین مردم جهان هستند هنوز نخواسته است خود را وارد رقابتی کند که هزینه هنگفتی بر دوش مردم ان کشور می گذارد. بسیاری از کشور های اروپایی نیز همین طور هستند و ترجیح می دهند که ثروت خود را صرف رفاه و آموزش مردم خویش نمایند و زندگی مناسبی برای انان تهیه نمایند.
ما را دارند داریم دقیقا به راهی می برند که شوروی سابق رفت و بالاخره هم پاشید از بین رفت و اکنون روسیه فعلی سعی می کند با فریب کشور هایی مثل ما ثروت ما را با دادن تکنولوژی های قدیمی هسته ای و فضایی بدست آورد.
یک وقتی دکتر شریعتی گفته بود: "انان که رفتند کاری حسینی کردند و انان که ماندند باید کاری زینبی کنند و گرنه یزیدی اند." سی سال و اندی است که از گفتن این جمله وی گذشته است. اگر الان زنده می بود چه میتوانست بگوید؟ در این زمانه ای که حتی یزیدیان هم حسین حسین می گویند . دوباره همان حاکمیت زور و زر و تزویر امده است اما این بار در شکل و شمایل اسلام.
وقتی الان اوضاع سلطنت دوباره برگشته به ایران را بعد از سی سال انقلاب می بینم با خودم می گویم پس اصلا برای چه انقلاب کردیم و این همه خسارت دادیم که چه بشود؟ که دوباره همان نظام تک فردی بیاید و دوباره همه مان را خفه کند و کسی جرات نکند حتی اعتراضی بکند. باز ان موقع شاه نمیتوانست ادعا کند که مخالفینش دارند با خدا مخالفت می کنند . حالا که مخالفت با بعصی ها شده مخالفت با خدا!!!
گاهی راجع به خدا که فکر می کنم با خودم می اندیشم این خدا در این اسلام ایرانیزه شده کیست؟ این همان خدایی است که ادعا میشود زمان و مکان ندارد و بر تمام جهان شامل میلیارد میلیارد کهکشان خدایی می کند. انوقت این خدا شده نیرویی که یک مشت ادم با لباس یک قرن پیش خودشان را نماینده اش می دانند و به خود اجازه می دهند برای حفظ حاکمیتش دست به هر کاری بزنند.
مشکل ما ایرانی ها نه اسلام است نه کشور های غربی. مشکل خودمان هستیم. مشکل طرز اندیشه مان است و مشکل خرافاتمان است که قرن هاست بر روحمان خوره زده است. مشکل ترسمان است . مشکل زودباوری و سادگی مان است و خیلی چیز های دیگر که باعث شده ادم هایی را بر خودمان بعنوان حاکم قبول کنیم که در شرایطی که قدرتی بزرگتر از انان انها را بر زمین می زند تازه متوجه می شویم مگر اینها کی بودند؟
رضا شاه تا زمانی که بدست انگلیسی ها دستگیر نشده بود در این مملکت خدایی می کرد و لی وقتی او را گرفتند تازه خودش هم فهمید که هیچکس است. همینطور محمد رضا پهلوی. ما خودمان این ها را خدا کردیم. کاری که هین الان هم دوباره شده است و مجددا یک عده ای خدای جدید و یا بهتر بگویم بت این دوران ما شده است.
از کوزه همان برون تراود که در اوست. چاره ای نیست باید تحمل کرد تا شاید گذشت زمان این مشکل ما ایرانی ها را حل کند.
