در طول تاريخ بعضي سر زمين ها تاثيرات تاریخی روي سر زمين هاي ديگر داشته اند. از ان جمله سرزمین عربستان که از دو جهت روی کشورایران تاثیرات عجیبی داشته است:
- یکی از نظر جغرافیایی و زمين شناسي که حرکت این سرزمین در زیر فلات ایران باعث بوجود آمدن چین خوردگی های کوهستان های ایران بوده که از یکطرف این کوهستان ها منشا خیر و برکت و تنوع آب و هوایی هستند ولی از طرف دیگر زلزله های مخربی که نیز هر از چند مدتی در ایران روی می دهد ناشی از همین حرکت است. این کوهستان ها دقیقا ایران را به دو منطقه خشک و مرطوب تقسیم کرده اند و نوعی اختلاف اب و هوايي ايجاد کرده اند.
- دوم از نظر فرهنگی که با تحمیل جنگی دین اسلام به این سر زمین فرهنگ اصیل و دين ایرانی را برای قرن ها نابود کرد و بجای ان فرهنگی بر مبنای ریا و تظاهر بوجود اورد. هيچکس منکر اين نيست که اعراب وقتي به فرماندهي سعد ابن وقاص در زمان عمر خليفه دوم به ايران حمله کردند گفتند يا اسلام بياوريد يا همه را مي کشيم و ايرانيان راحتترين کار را انتخاب کردند. این دو گانگی فرهنگی در طول چهارده قرن گذشته همیشه باعث جنگ و اختلاف در ایران بوده است. در اینجا منظور من محکومیت دین اسلام نیست کما اینکه اين دين يکي از اديان تاريخي است و قابل احترام و در جای خودش دارای اثرات بسیار مثبتی از نظر خدا شناسی و انسان سازی است و ملت های دیگری این دین را بدون جنگ قبول کرده اند و به ان هم افتخار می کنند. ولی در همین دوران معاصر وقتی نگاه می کنیم می بینیم که برداشت های علط ار این دین چقدر به ایران صدمه زده است.
از نظر من نقش دین اسلام در ایران دقیقا مانند نقش کوه های زاگرس است که هم منشا خیر و برکت است و هم منشا تخریب و نابودی ناشی از زلزله هاي فرهنگي و سياسي. در نظر بگیرید دراین سی سال انقلاب زلزله انقلاب اسلامی چه بر سر این مملکت اورده است و هنوز هم تمامی ندارد و شاید امواج جدید ان ناشی از درگیری جهانی در راه باشد.
+ نوشته شده در ساعت   توسط استاد دانشگاه
|
