تبليغاتX
یادداشت های یک استاد دانشگاه

یادداشت های یک استاد دانشگاه

علمی - سیاسی - فرهنگی - اجتماعی

در طول تاريخ بعضي سر زمين ها تاثيرات تاریخی روي سر زمين هاي ديگر داشته اند. از  ان جمله سرزمین عربستان که از دو جهت روی کشورایران تاثیرات عجیبی داشته است:
 
- یکی از نظر جغرافیایی و زمين شناسي که  حرکت این سرزمین در زیر فلات ایران باعث بوجود آمدن چین خوردگی های کوهستان های ایران بوده که از یکطرف این کوهستان ها منشا خیر و برکت و تنوع آب و هوایی هستند ولی از طرف دیگر  زلزله های مخربی که نیز هر از چند مدتی در ایران روی می دهد ناشی از همین حرکت است. این کوهستان ها دقیقا ایران را به دو منطقه خشک و مرطوب تقسیم کرده اند و نوعی اختلاف اب و هوايي ايجاد کرده اند.
 
- دوم از نظر فرهنگی که با تحمیل جنگی دین اسلام به این سر زمین فرهنگ اصیل و دين ایرانی را برای قرن ها نابود کرد و بجای ان فرهنگی بر مبنای ریا و تظاهر بوجود اورد. هيچکس منکر اين نيست که اعراب وقتي به فرماندهي سعد ابن وقاص در زمان عمر خليفه دوم به ايران حمله کردند گفتند يا اسلام بياوريد يا همه را مي کشيم و ايرانيان راحتترين  کار را انتخاب کردند.   این دو گانگی فرهنگی در طول چهارده قرن گذشته همیشه باعث جنگ و اختلاف در ایران بوده است. در اینجا منظور من محکومیت دین اسلام نیست کما اینکه اين دين يکي از اديان تاريخي است و قابل احترام و در جای خودش دارای اثرات بسیار مثبتی از نظر خدا شناسی و انسان سازی است و ملت های دیگری این دین را بدون جنگ قبول کرده اند و به ان هم افتخار می کنند. ولی در همین دوران معاصر وقتی نگاه می کنیم می بینیم که برداشت های علط ار این دین چقدر به ایران صدمه زده است.
 
از نظر من نقش دین اسلام در ایران دقیقا مانند نقش کوه های زاگرس است که هم منشا خیر و برکت است و هم منشا تخریب و نابودی ناشی از زلزله هاي فرهنگي و سياسي. در نظر بگیرید دراین سی سال انقلاب زلزله انقلاب اسلامی چه بر سر این مملکت اورده است و هنوز هم تمامی ندارد و شاید امواج جدید ان ناشی از درگیری جهانی در راه باشد.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط استاد دانشگاه  | 

می گویند وقتی می خواهند قورباعه را بپزند از اول آن را در آب جوش نمی اندازند بلکه او را در آب ولرم می اندازند و سپس یواش یواش درجه حرارت اب را بالا می برند تا ان فلک زده زنده زنده سر جای خودش بپزد. درست همین بلا را سرمان اورده اند و دارند سر جای خودمان ما را زنده زنده می پزند بدون اینکه حالیمان شود دارند چه بر سر مان می آورند.
اوضاع و احوال فعلی را که نگاه می کنم مانده ام به خودمان چه بگویم؟ بگویم منگول شده ایم؟ بگویم آلزایمر گرفته ایم؟ بگویم عقلمان از کار افتاده؟ بگویم از بس در این ۲۷-۲۸ سال با مشکلات سر کرده ایم سلول های مغزی مان از کار افتاده ؟ چرا به این شکل شتابان رو به سوی پرتگاهی می رویم که سقوط از آن حتمی است و در ان سقوط هیچکس اشکی برایمان نخواهد ریخت و شاید هم بگویند خوبشان بشود حقشان بود.
 
تمام دنیا بر علیه مان بسیج شده  ارتش تا دندان مسلحشان بغل گوشمان آمده هنوز می گوییم انشالله گربه است. مملکت افتاده دست تعدادی ماجرا جو که فکر می کنند دارند در یک گیم کامپیوتری بازی می کنند. همیشه از خودم سوال می کردم که مگر این مردم نبودند که در عهد هخامنشیان رفتند و یونان را گرفتند پس چه شد که بکدفعه اسکندر ریخت و تمام این مملکت را به آتش کشید؟
 
مگر این مردم نبودند که تمام منطقه خاور میانه و اعراب ان دوران زیر حکومتشان بودند پس چه شد که یک دفعه تعدادی عرب تازه دین اورده ریختند و این کشور دیندار و خدا شناس را زیر سلطه شان در آوردند؟
مگر این مردم نبودند که تمام اسیای میانه زیر دستشان بود پس چه شد که یکدفعه چنگیز مغولی پیدا شد و چنان بلایی بر سر این مردم اورد که هنوز هم از بیاد اوردن اسمش خاطرات وحشتناک تاریخ تکرار میشود.
 
مگر همین مردم نبودند که در زمان نادر شاه تا هندوستان رفتند پس چه شد که بناگهان اشرف افغانی پیدا شد و به راحتی بدون هیچ مقاومتی تا اصفهان و در قصر شاه آمد.  
و بسیاری ماجرا های دیگر نظیر از دست  دادن سرزمین های شمال ایران به روس ها که دیگر هیچوقت به ایران بر نگشتند.
 
وقتی به این حوادث فکر می کردم اینطور برایم تجسم میشود که مردم ایران مانند  شمشیری هستند که هر وقت بدست مدیر لایق و شجاعی افتاده توانسته با ان دنیا را بگیرد  و هر وقت بدست ادم نالایق و ضعیفی افتاده به گوشه ای پرتاب شده و دیگران هر جور که خواسته اند از ان استفاده کرده اند.
الان که اوضاع و احوال فعلی را می بینم با خودم می گویم نکند باز هم این شمشیر بدست نالایقی افتاده است . خدا کند که بعد از حماسه پیروزی بر عراق متجاوز تاریخ مجددا تکرار نشود و کشور مان مجددا بر باد نرود.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط استاد دانشگاه  |