که یکی دو سال پیش می گفت قرار است با 50 هواپیما در میدان ازادی پیاده شود و ایران را از دست اخوندها نجات بدهد. و واقعا خيلي از مردم هم باور کرده بودند که این شخص قدرت چنين کاري را دارد.
احمدی نژاد با طرح شعارهایی جذاب خیلی زود توانست مانند هخا ی لوس انجلسی بسیاری از مردم را که صبر و حوصله پیاده شدن برنامه های دراز مدت اقتصادی و اجتماعی را نداشتند شیفته خود کند. ان یکی در لوس انجلس سر مردم را شیره مالیده بود و این یکی هم در ایران سر مردم را با با خالي بندي ها و شعار های بزرگ سر گرم کرد.
زمانی ادعا کرد که با خداوند در ارتباط است و به وی الهاماتی میشود. قبلا هم که داعیه رفتن در هاله نور را در سازمان ملل داشت و زن سخنگویش هم کتابی نوشته به اسم " احمدی نژاد ، معجزه هزاره سوم" !!! تا ثابت کند که ایشان واقعا معجزه ای هستند. و یک بار هم یکی از وزراش از قول یک مجعولی گفته که اگر قرار بود پيغامبر جديدي بيايد حتما آن پيغامبر احمدي نژاد مي بود.
این روز ها مرتبا آگهی هایی را در اینتر نت می بینم که ادعا دارد انگلیسی را در خواب به مردم می آموزاند مدتی پیش هم یک شرکتی اگهی داده بود که "زبان را با استفاده از امواج الفا سریعا یاد بگیرید". وقتی پرسیدم امواج الفا یعنی چه ؟ گفت یعنی با استفاده از هدفون در گوشتان زبان را سریعتر یاد می گیرید. یک نفر دیگر هم اگهی داده که زبان را تضمینی در چند ساعت (مقدارش یادم نیست) یاد می دهد .جدا نمی دانم چگونه این ساده انگاری را توجیه کنم.
با اینکه الان حدود سه سال است که در یک کشور انگلیسی زبان زندگی می کنم در یک محیط دانشگاهی کار می کنم، در نتیجه مرتب باید بخوانم و بنویسم ،شبانه روز از طریق ارتباط با مردم رادیو تلویزیون و مشاهده بیلبورد های تبلیفاتی درون شهری مرتبا کلمات و جملات برایم تکرار می شوند هنوز نتوانسته ام به خود بقبولانم که انگیسی ام خوب شده است. روزی که به خارج آمدم با خودم فکر می کردم انگلیسی خیلی بلدم ولی در اینجا متوجه شدم که انکلیسی بلدم ولی زبان بلد نیستم و چقدر مشکلات داشتم برای حتی یک خرید ساده و یا جواب دادن به یک تلفن.
متاسفانه با این روش های صد در صد تجاری ضربه روانی جبران ناپذیری به نسل جوان برای یاد گیری زبان انگلیسی زده میشود. چون جوانی که ازاول اینطور به وی تلقین میشود که در مدت کمی زبانش خوب میشود وقتی در انتهای آن زمان کوتاه می بیند هنوز هیچ نمی فهمد ناخود اگاه زده میشود و زبان را کنار می گذارد.
اشتباه ما در ایران این است که به زبان به صورت یک درس نگاه می کنیم. زبان چیزی نیست که فرضا با 90 ساعت آموزش بدست بیاید . چرا میتوان گفت که یک سری قواعد گرامری یاد گرفته میشود . ولی یک زبان هم در شنیدن است هم در مکالمه هم در خواندن وهم در نوشتن. زبان باید مرتب تکرار شود و نه در یک سال و نه دو سال و حتی بیشتراز این هم برایش کافی نیست. اگر از همان اول بدانیم که زبان حتی سه سال هم اموزش مداوم برایش کم است دیگر از خودمان متوقع نمی شویم که اگر سریع ان را یاد نگرفتیم پس باید ان را رها کرد. یادگیری یک زبان خارجی احتیاج به یک تغییر ذهنی دارد . به یاد گیری زبان باید عشق وعلاقه داشت. متاسفانه در مملکتی که دولت آن عملا تمایلی ندارد مردمش یک زبان بین المللی را یاد بگیرند زمینه برای این سود جویی های فرهنگی با انتشار این آگهی های مسخره فراهم میشود. در تمامی کشور های عربی از سی سال پیش یک کانال فقط مختص پخش برنامه ها و فیلم ها به زبان اصلی انگلیسی و با زیر نویس عربی-انگلیسی می باشد تا بدین طریق مردم گوششان به شنیدن انگلیسی عادت کند ولی بجرات میتوان گفت که عادت به دوبله کردن تمام برنامه ها و فیلم های انگلیسی بیشترین ضربه را به یاد گیری این زبان در ایران کرده است.
در كشوري كه پايتخت ان از الودگي نمي تواند نفس بكشد ؛ جاده هاي آن هر ساله 25000-30000 را مثل به كام مرگ مي فرستد؛ بيكاري در ان موج مي زند؛ الودگي محيط زيستي در حال نابودي منابع طبيعي ان است؛ صنايع آن در حال فرسودگي و نابودي است؛ بحران هاي مختلف مثل آب و جنگل ها و خشكسالي ؛ جمعيت ؛ امنيت و چه و چه در ان وجود دارد ؛ چه تضميني وجود دارد كه همين كشور اولين قرباني تشعشعات خطر ناك و انفجارات هسته اي بدست مديران نالايق و تازه بدوران رسيده خودش نباشد؟
وقتي مي بينم كه مديريت حفظ و نگهداري ما ايرانيان در حد پاييني است كه حتي يك تكنولوژي معمولي مانند خودرو را نمي توانيم ساپورت كنيم و توليدات خودرويي ما از نظر كميت در حد صفر است واقعا به خودم مي لرزم كه چگونه مي خواهيم با اين درچه پايين صبر و حوصله و ناتواني در مديريت نگهداري تاسيسات به اين خطر ناكي را اداره نماييم؟
خدا به همه مان رحم كند با اين غرور و تكبر كاذب ناشي از داشتن ثروت باد اورده نفتي و احساس يك قدرت جهاني بودن بدون داشتن زير بنا هاي انساني مورد اطمينان.
