این روز ها که به مدد تکنولوژی روز ارتباطی هر از چند مدتی طشت رسوایی مسئولی بر زمین می ریزد و خانواده ای متلاشی می شود با خود می گویم این حوادث بر ملا شده که از بدشانسی یا بی احتیاطی طرف افشا شده است یک از هزار هزار است.
در مملکت ما از بابت فشار های چند دهه اخیر و محدودیت های جنسی بی ربط برای جوانان، چنان عقده های روحی و روانی در مردم کشورمان جمع شده است که خدا رحم کند ان روز که این سد بشکند .
در هیچ کجای جهان این چنین با یک نیروی طبیعی که منشا تولید مثل بشر است مبارزه نشده است که در کشور ما شده است. حتی دین اسلام هم اینقدر با غیظ و غضب یا این پدیده طبیعی برخورد نکرده است. دینی که اجازه داده است انسان ها با هم رابطه درست و شرعی داشته باشند ولی حتی در جمهوری اسلامی که مثلا بر اساس دین بنا شده است با این یک مورد بشدت مبارزه می شود.
چرا؟ منشا این تفکر در جمهوری اسلامی از کجا آمد؟ من معتقدم منشا این تفکر افراطی مبنی بر کنترل روابط زن و مرد از دید مرتاض گونه ایت الله خمینی بر خواسته است. ایشان در ان دوران بشدت فردی با اندیشه های عرفانی بودند و معتقد بود که ایجاد رابطه بین زن و مرد باعث سقوط اخلاقی مرد می شود و دیگر ان فرد نمی تواند یک مبارز انقلابی باشد و بخصوص در دوران جنگ برای مملکتش بجنگد. اگر برگردیم و سخنان ایشان را در ان موقع بخوانیم دقیقا همین تفکر در ان ها دیده میشود.
افرادی مثل من که در ان دوران در سن جوانی بودند با همین اندیشه بالا امدیم بطوریکه زن ها را مثل شیطان نگاه می کردیم که می خواهند ما مردها را منحرف کنند و نگذارند که رسالت انقلابی مان را انجام دهیم. در نتیجه تا می توانستیم از انان دوری می کردیم و یا نهایتا انان را "خواهر " می نامیدیم که احساسات ما را تحریک نکنند.
از طرف دیگر ازدواج های ان دوران ازدواج هایی بود که بر اساس بینش مذهبی صورت می گرفت. خیلی از جوانان مذهبی فقط از روی احساس مذهبی با هم ازدواج می کردند بدون اینکه خود زن و مرد به هم علاقه انچنانی داشته باشند. بعبارتی مذهب مثل چسبی بود که ان دو را بهم می چسباند. بسیاری حتی صورت زن خود را با ان چادرپوشیده بر تمام بدن و حتی صورت نمی دیدند. اصلا نمی دانستند طرف خوشگل است؟ چاق است؟ موبلند است یا کوتاه؟ فقط تجسمی داشتند از انچه مادرشان در هنگام خواستگاری برایش ترسیم می کرد.
بسیای از این ازدواج ها از نظر جنسی و ارضای نیاز جنسی از همان اول شکست می خورد چون زن یا مرد در عالم خیال خود با یک فرد ایده ال ازدواج کرده بود ولی بعد از عقد و اشنا شدن با هم تازه می دیدند که ان فرد کسی بوده که اصلا به او نمی توانسته علاقه ای داشته باشد.
این سرکوب های جنسی چه در جوانان ان دوران و چه در جوانان امروز که فرزندان ان نسل هستند جمع شده و با رشد تکنولوژی ارتباط جمعی مانند ماهواره و اینترنت و دیدن فیلم ها و تصاویر سکسی و پورنو ، این نیروی عظیم در حال رها شدن است و خدا می داند که در اینده چه بر سر این مملکت خواهد آمد.
اکنون دورانی رسیده که همه می خواهند به هر شکل ممکن این غریزه فطری را که دهه هاست سرکوب شده است ارضا کنند وبرای خیلی ها هم مهم نیست که با چه کسی؟ این طوفان در همه جه زوزه می کشد ولی خیلی ها با زرنگی نمی گذارند که صدای ان به گوش دیگران برسد ولی در خفا و با رعایت پنهانکاری با دیگران ارتباط دارند.جوانان ان دوران که اکنون پا به سن گذاشته اند با دیدن رنان و دخترانی که عروسک وار در جلوی انان می ایند نمی توانند براستی خود را کنترل کنند . نمونه های ان مانند مهاجرانی وزیر ارشاد دولت خاتمی، سردار زارعی، یا معاون دانشگاه زنجان،و بسیاری دیگر که افشا نشدند. در جلوی مردم جانماز آب می کشند ولی در نهان خودشان به هر شکل ممکن سعی می کنند از مواهب خدادادی!! لذت ببرند.
از ان طرف من معتقدم زنان و دختران ایران هم خیلی هوسباز و بی پروا شده اند و بی انصافی است که تمام تقصیر به روی مردان انداخته شود. به جرات می گویم ان رفتاری که در دختران و زنان ایرانی در حال حاضر دیده می شود در بین دختران اروپایی ، کانادایی و آمریکایی دیده نمی شود. دختران امروز ایرانی بسیار بی پروا و سکس طلب شده اند و ابایی از بیان ان هم ندارند. بیشترمردان ایرانی نمی توانند یوسف پرهیزکار پیغمبر باشند ولی زنان ایرانی می توانند زلیخای هوسباز باشند.
این طوفان جنسی در ایران قطعا خرابی هاو خسارات زیادی ببار خواهد آورد و هیچکس هم یارای جلوگیری از ان را ندارد.